نسلی که محافظه کار می شود

یه سؤال. چرا نسل قدیم کارهایی رو که خودش در دوره جوانی انجام می داده برای نسل جدید نمی پسنده؟ چرا آدمی محافظه کار میشن، اما برای نسل جدید، برای فرزندای خودشون؟

یادمه یه شب خونه ی مامان بزرگم بودم. داشت تعریف می کرد که: آره. حسن دوست دختراشو میاورد خونه، ببینه ما کدومشون رو می پسندیم باهاش ازدواج کنه. حالا فکر کن که این قضیه مال دهه چهله. و مامان و بابای مامان بزرگ من و حسن آقا به شدت آدم های متشرعی بودند. مامان بزرگم تعریف می کرد که آره، یکی شون پولدار بود اما سیاه سوخته و لاغر بود، یکی شون فلان بود، یکی شون بهمان بود. می دونم که اگر مامان بزرگ من امروز بفهمه که به فرض من دوست دختر دارم چه فکرایی راجع به من نمی کنه. پناه بر خدا!

خیلی بده. کارهای خودشون رو با یک جمله ساده توجیه می کنند: نه! «اون موقع شرایط فرق می کرد». و به همین سادگی می خوان سروته قضیه رو هم بیارن. کسی هم کاری به این نداره که فرق شرایط اون موقع با الان مگه چی بوده؟ شاید الان اصلاً شرایط برای فلان عمل مناسب تر باشه.

آدما انگار بعضی چیزها رو فقط برای خودشون می پسندن. وقتی تو موقعیتش قرار می گیرن کار رو انجام میدن و بعد با یک جور جبرگرایی (که یعنی نمی شد تو اون شرایط جور دیگه ای عمل کرد) کار رو توجیه می کنن.

حالت بدترش اینه که طرف به فلان کار تو ایراد می گیره، اما خودش در آینده همین کار رو انجام میده و باز به همین جبرگرایی رو میاره برای توجیه کردنش.

نوشتن دیدگاه