هزار خورشید تابان

«هزار خورشید تابان» رو هم خوندم. به نسبت بادبادک باز پخته تر بود و از اون فضای سیاه و سفید (به نقل از غبرائی) و قیاس های مطلق (طالبان-هیتلر) و مظلوم نمایی هزاره ها و شیطان نمایی پشتون ها کمتر خبر بود. اما به نظرم بادباک باز تم تأثیرگذارتری داشت، قربانی شدن حسن و احساس گناه امیر نیروی پیش برنده قوی ای بودند.

اما یک نکته ی دیگه: ناتورالیسم خالد حسینی واقعاً آدم رو از زندگی ناامید می کنه. تو بادبادک باز تقدیر سهراب، پسر حسن هم این بود که مثل پدرش اسیر دست پشتون ها بشه و آصف به اون هم مثل پدرش تجاوز می کرد. تو این داستان هم مریم که مادرش کلفت بود و خودش حرام زاده گرفتار شوهری زورگو میشه و دست آخر برای نجات فریبا (که از طبقه متوسط و تحصیلی کرده است) و بچه هاش روانه زندان و بعد اعدام میشه.

یک نظر بنویسید