پسران در راه پدران

پسرهایی رو می بینم که دارم راه پدرها رو ادامه میدن. و اون چیزی که واسم جالب و مهمه امکاناتی که پدر بخاطر شرایطش در اختیار پسر می ذاره (یا نمی ذاره). اگه بابای من استاد دانشگاه نبود الان اینجایی که هستم بودم؟ یا یه بدبختی بودم مثل خیلی از جوون های دیگه؟ اگه بابا و مامان ز. هر دو استاد برجسته دانشگاه نبودن الان می تونست بعد از اون همه هزینه ای که گردنشون انداخت باز بلند بشه بره انگلیس درس بخونه؟ بچه های سرایدار الان شدن مثل خودش. بی سواد. یکی شاگرد مغازه شده و اون یکی کارگر تأسیسات. پسرعمو داره مثل باباش کاسب و پررو میشه و …

پسرها دارن راه پدرها رو ادامه میدن.

یک نظر بنویسید